"""برای سفارش و خرید از قسمت
تماس با ما (انتهای صفحه) با انتشارات تماس حاصل فرمایید"""
همچو فرهاد بود كوه كني پيشه ما كوه ما سينه ما، ناخن ما تيشه ما
عشق شيري است قوي پنجه و ميگويد فاش هر كه از جان گذرد، بگذرد از بيشه ما
اديب نيشابوري
پيشنوشتار
هماكنون فزون بر 5000 كانسار و نشانه معدني در ايران شناخته شده و اطمينان ميرود با پيشرفت دانش معدنكاري و شناسايي ثروتهاي معدني ديگر، اين شمار رفتهرفته افزايش يابد و بسياري از نشانههاي معدني به مرحله استخراج ميرسند.
در محافل زمينشناسي و معدنكاري و در بين بسياري از خارجيان اين سخن فراوان به ميان ميآيد كه ايران از نظر معدني و اكتشاف، سرزميني ناشناخته و بكر است. اگر چنين است پس وجود 5000 نهاد معدني و توليد بيش از 60 نوع مواد معدني، بهخصوص كه تعدادي از آنها تاريخي چند هزار ساله دارند، چه حكايتي دارد؟
آنچه بكر و ناشناخته است در گامه نخست خود اين 5000 نهاد معدني است. هرچند كه با نام و محل آنها آشنايي داريم، اما از محتواي آنها، سازوكار تشكيل، سنگهاي فراگير، زمان پيدايش، عناصر و كانيهاي همراه، پيكر و ريخت و نيز ابعاد و وزن آنها اغلب بياطلاع هستيم.
آنچه آزاردهنده
است، نداشتن اطلاعات جامع از نهادهاي معدنياي است كه با نام و موقعيت آنها
آشناييم و ميدانيم بسياري از كشورها از داشتن چنين موهبتي بيبهرهاند و هزينههاي
گزافي ميكنند تا يك نشانه معدني كشف كنند و پس از كشف آن نشانه، از سازوكار آن
آگاهي حاصل ميكنند تا بدانند آيا يافتهشان ميتواند به يك بنگاه كاري و اقتصادي
بدل شود يا خير؟
در كشور ما دانستههاي سطحي از معادن بهدلايل زيادي بهنسبت خوب و قابل قبول است؛ از جمله اين دلايل عبارتاند از: سابقه كهن معدنكاري، نبود پوشش گياهي متراكم، مطالعات اكتشافي 50 ساله اخير، نقش غير اهل فن در معرفي و گرفتن محدوده كه خود بر نادانستههاي نهادهاي معدني افزوده است. البته اين بدان معنا نيست كه تمام ذخاير سطحي شناخته شدهاند. در حال حاضر آنچه بيش از همه نيازمند اكتشاف است، آگاهي از ژرفاي نشانههاي شناختهشدهاي است كه بتوان در مورد ذخيره آن با قاطعيت اظهار نظر كرد.
اگر زمينشناسان، معدنكاران و دستاندركاران بخش معدن، قبل از اينكه آگاهي قابل توجهي از نهادهاي شناخته شده داشته باشند، بهفكر يافتن سرچشمهاي ديگر، چادرملويي ديگر، ونارچي ديگر، انگوراني ديگر، فاريابي ديگر، كوير5 ديگر، زنوزي ديگر و ... باشند، نهتنها مرادشان حاصل نخواهد شد، بلكه معدنكاري و صنايع معدنكاري نيز رونق نخواهد گرفت. سرزمين ما در گذر زمان تنوع گوناگوني از پديدههاي زمينشناسي را در خود ثبت كرده، كه يكي از شالودههاي اين پديدهها، فروهشتن انواع مواد معدني و فراواني نهادهاي آنها است. ميتوانيم بگوييم، كشور ما داراي تنوع گوناگوني از مواد معدني است كه هر ماده بهصورت چندين كانسار و نشانه معدني خود را مينماياند. در بين اين نهادها كانسارهاي بزرگ، متوسط و كوچك يافت ميشود. طبيعي است كه رابطه بين اندازه كانسار و فراواني آنها از قاعده و شكل هرم پيروي ميكند كه اين يك اصل علمي است.
براي ارتقا بخشيدن به فعاليتهاي معدني (از جمله اكتشاف، استخراج و فرآوري كه پايه و شالوده صنعت معدني كشور ميباشند)، بايد از سازوكار تشكيل، ويژگيهاي متالوژني و ذخيره هر كانسار و نشانههاي معدني آگاهي كافي داشته باشيم و اكتشاف هر كانسار و نشانه معدني را تا آنجا ادامه دهيم تا در شرايط حال از اقتصادي يا غيراقتصادي بودن آن آگاهي حاصل كنيم.
در اين كتاب سعي شده است تعدادي از كانسارهاي فلزي و غيرفلزي توصيف شوند. طبيعي است كه در اين مختصر بيان تمام كانسارهاي فلزي و غيرفلزي ممكن نيست. اما تلاش شده ويژگيهاي متالوژنيكي تمام كانسارها و نشانههاي معدني پس از توصيف چند كانسار از آنها بهصورت جدول آورده شود. در هنگام توصيف هر كانسار از مواد معدني شناخته شده، اهداف زير مورد نظر مؤلف بوده است:
-اغلب كانسارهاي مهم و بزرگ مطالعه شده توصيف شوند.
-از هر منطقه معدني حداقل چند كانسار توصيف شود تا زمينشناسي منطقهاي آن كانسار تاحدودي مشخص گردد.
-با علم بر اينكه يك ماده معدني ممكن است كانسارهايي با خاستگاهي متفاوت داشته باشد، براي هر ماده معدني يك يا چند كانسار با خاستگاههاي متفاوت توصيف شده است.
لازم به ذكر است كه در قسمت اندازه كانسارها، از حروف اختصاري همچون ب (بزرگ)، م (متوسط)، ك (كوچك) و ن (نشانه معدني) استفاده شده است و بهخاطر همساني تلفظ، نام كانسارها به لاتين آورده شده است.
در نگارش اين كتاب دشواريهاي فراواني راه را بر نگارنده بستند، از جمله:
-تنوع مواد معدني و فراواني و پراكندگي كانسارها و نشانههاي معدني ايران كه البته خود نعمتي است در خور و شايسته كه بايد مورد توجه قرار گيرند و قدر آنها را بدانيم و اين همت سازمانها و اشخاص دستاندركار امور را ميطلبد كه مؤلف در اين نوشتار از آنها بيبهره بوده است.
-پراكندگي اطلاعات موجود، بهخصوص اطلاعات متالوژنيك و نتايج اكتشافات اخير
-نبود اطلاعات توصيفي حتي درباره اغلب كانسارهاي شناخته شده و مهم
-نبود مركز علمياي كه تمام گزارشات معدني، تحقيقات انجام شده درباره معادن را بتوان در آن يافت.
-بسيارند گزارشات اكتشافياي كه در دفاتر و مراكز مهندسان مشاور معدني موجود ميباشند و دسترسي به همگي آنها بس مشكل مينمود.
-پارهاي از مطالب در سازمانها و مكانهايي است كه براي اهل فن ناآشنا است.
نگارنده براي رفع مشكلهاي يادشده سعي كرده تا حين بازديد از كانسارها و نشانههاي معدني در حد توان، پيگير گزارشات اكتشافي انجام شده درباره معادن باشد، تمام آنها را مطالعه كند و آنها را با يافتههاي خود تلفيق نمايد، اما هنگام اظهار نظر در مورد خاستگاه كانسارها، بيشتر يافتهها و نظرات نگارنده منعكس شده است. البته تا آنجا كه دسترسي به كارهاي انجام شده ممكن بوده، اظهار نظرهايي مطرح شده مورد توجه قرار گرفته است، ولي در بسياري از كانسارها هيچگونه اظهار نظري وجود نداشت و نگارنده اظهار نظر كرده است. اميد است نادانستههاي مربوط به كانسارهاي ايران با كارهاي جمعي و بخردانه هرچه بيشتر روشن گردد. اين پيشنوشتار را با چند بيتي از شاعر معاصر هوشنگ ابتهاج به پايان ميبريم كه با حال و هواي اين حقير نيز بيگانه نيست.
منصور قرباني
تابستان87